در هوای یاد تو هر دم ببارد همچو ابر  

در هوای یاد تو هر دم ببارد همچو ابر از لب مژگان خود هر دم ببارد همچو ابر هر نگاهت می زند آتش به این جان و دلم خاطره آزرده ام هر دم ببارد  خون دل نام تو بر تن دوباره جان فزاید همچو ابر هر نفس ای ماه رو در جان من جانی مگر خاطرم با هر نفسهایت ببارد همچو ابر من به خال زیر لبهای تو بس دل بسته ام هر لبت با یک سخن هر دم ببارد همچو ابر بر من مسکین مگیر هر دم بهانه ای نوین باز از مژگان خود تیرم ببارد همچو ابر صحبت من ماندن و رفتن در این گلشن که نیست با وجودت د

ادامه مطلب  

در هوای یاد تو هر دم ببارد همچو ابر  

در هوای یاد تو هر دم ببارد همچو ابر از لب مژگان خود هر دم ببارد همچو ابر هر نگاهت می زند آتش به این جان و دلم خاطره آزرده ام هر دم ببارد همچو ابر نام تو بر تن دوباره جان فزاید همچو ابر هر نفس ای ماه رو در جان من جانی مگر خاطرم با هر نفسهایت ببارد همچو ابر من به خال زیر لبهای تو بس دل بسته ام هر لبت با یک سخن هر دم ببارد همچو ابر بر من مسکین مگیر هر دم بهانه ای نوین باز از مژگان خود تیرم ببارد همچو ابر صحبت من ماندن و رفتن در این گلشن که نیست با وجودت

ادامه مطلب  

بگذار باران ببارد  

بسم الله الرحمن الرحیمدلم تنگ شده برای شرم شیشه های پنجره هابرای وقتی که از روی حیا عرق میکنندبرای وقت هایی که باران انگشت به صورتشان میزنددلم برای باران تنگ شدهاصلا دارم فراموش میکنم باران چه شکلی استخدایا ، عقوبت آقا و آقازاده ها را بگذار برای آن دنیابگذار باران ببارد ..نکته دان.

ادامه مطلب  

 

به خانه خواهم آمداگر جاده‌های طولانی صد پاره شونداگر این تاریکی‌ مرموز امان دهداگر سکوت، از سرِ زبان‌های بی‌ مهرِ ما بیفتداگر باران بباردو این کدورتِ هزار ساله را از دلهایمان بشویدآه ... اگر باران ببارداگر باز دوستم داشته باشی‌

ادامه مطلب  

Rain reminds me that you are everywhere  

یک روز بالاخره من و تو باهم زیر باران قدم خواهیم زد ... و فراموش میکنیم هرآنچه که بین مان گذشته است را
من و تو آن روز فقط یکدیگر را داریم...
این بار باز هم باران نجات مان میدهد...
آراممان میکند
می بارد روی زخم هایمان 
میشویدش
دلم میخواهد تا ابد باران ببارد.. آخر تو را میشناسم... عاشق بارانی... مهربان میشوی زیر باران!
و شاید لحظه ای مرا هم به سان باران دوست بداری
و همان برای من کافی ست... که از ته دل حس کنم که خوشبختم...
یعنی میشود؟
که برسد آن روز؟
بی صبران

ادامه مطلب  

باران اگر ببارد  

بسم الله الرحمن الرحیمدر زمان حمله آخرین محمود به ایران (از 84 تا 92 شمسی) قرار بود توی بنزین ها متانول(الکل) بریزند برای اینکه اکتان اش برود بالافکر کنم ریخته باشند برای اینکه وقتی باران نمیبارد همه خماریم و وقتی باران هست همه مست میشویم از الکلی که ماشین ها توی هوا دود کرده اند ..نکته دان.

ادامه مطلب  

 

به نام خدای خوبم
خدا را سپاس که باران بارید و حالمان را خوب کرد...
و اینجاست که آدمی باید هشیار باشد و به خود نهیب بزند که به کدامین دلیل وجود پروردگار مهربان را انکار می کنید؟؟؟؟
باران که ببارد یعنی خدا هنوز از بنده اش ناامید نیست و این است راز شوق غیرقابل وصف من از بارش باران..
و اما بعد ....
این روزهای من روزهای پر از تردید است پر از اصرار و انکار پر از خواستن و نخواستن
پر از بودن و نبودن
احساس آدمی را دارم که دچار شده دچار چیزی که خواستنی است اما

ادامه مطلب  

باران که می­آید، دل دیگر سر به راه نیست...  

باران که می­ آید،تا بجنبی، آب پاکی می­ریزد روی تقدیرت.سر برمی­گردانی،می­بینی عشق دارد از آن دورها سلانه­ سلانه
با همه بار و بندیلش می­ آید
تا سرک بکشد لابلای زندگیت.چشم به هم بزنی،هوایی­ات می­کند،انگار نه انگار خواستی از روزگار محوش کنی،تبعیدش کردی ناکجا­آباد.اما درست اولین قطره که ببارد،برمی­گردد،عین بختک خودش را می­اندازد روی روزهایت.دل هم سنگ­ رو­یخ­ت می­کند.دوباره عاشق می­شوی.زیر باران می­رقصی،می­رقصی،می­رقصی.باران که می­آید،د

ادامه مطلب  

برف زمستان  

دلم میخواست امشب آنقدر برف ببارد، آنقدر برف ببارد که فردا همه شهر سفید پوش میشد، آنقدر سفید پوش میشد که دیگر شهر نه ساختمانی داشت نه کوچه‌ای و نه خیابانی، شهر سراسر کرسی‌ای میشد پنهان شده‌در زیر لحاف سفید بی بی زمستان!...
فلق میآمدم و میآمدی ، قلبهایمان را در هم گره میزدیم و دستانمان را در هم میپیچاندیم و آنقدر میرفتیم و آنقدر سرشار میشدیم و آنقدر در یکدیگر غرق میشدیم که شفق هنگام آنچه باقی میماند آسمانی برف پوشیده از شهر که با جای پای تو و

ادامه مطلب  

پاییز را با بارانش میشناسم  

اوایل مهر که شد هوا خنک و تابستانی بودو هر روز با فکر اینکه امروز دیگر باران میبارد و پاییز خودش را نشان میدهد سپری شد رفتیم و باران هم نیامد.باید اعتراف کنم تنهاکسی که منتظر باران بود خودم بودم مثلا هرگاه به دوستانم میگفتم "به نظرت امروز بارون میاد؟" میگفتد عی خدا نکنه آرایشم پاک میشه و از این دست خزعبلات،هر شب موقع رفتن به آبریزگاه وسط حیاط بین درختانِ لخت می ایستادم و به ماه میگفتم میشود به معشوقت بگویی زودتر ببارد؟ درحسرت بارانِ پاییز مُ

ادامه مطلب  

178.دلم خیلی گرفته...  

دلم گرفته خدا
میشود باران ببارد؟همین امشب !قول میدهم فقط قطره های پاکش را بغل کنمو بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرمقول میدم فقط بویش را حس کنماصلا اگر بباردفقط از پشت پنجره نگاهش میکنمقول می دهم برایش شعر نگویمفقط... میشود... ؟امشب..... ؟خدایا دلم به اندازه تمام روزهای بارانی گرفته
______________
+کاش یکی بودکه بفهمه مارو وبشه باهاش راحت درد دل کردوحرف زد...
هعی...

ادامه مطلب  

عشقم سالروز زمینی شدنت مبارک....  

اگر باران ببارد....
        باز می آیم درون کوچه امید وفانوس نگاهم رابرایت میفروزانم ....
                  واز ترکیب دستانم..........برایت چتر میسازم......
          مبادا قطره ای باران.........
                       بیازارد نگاه مهربانت را......
.
.
.
.
.
.
آرزویم این است....
     نتراود اشک ازچشم توهرگز......مگر از شوق زیاد....
            نرود لبخند ازعمق نگاهت هرگز.....
                      وبه اندازه هرروز توعاشق باشی......
                             عاشق آن که تورا میخواهد......وبه

ادامه مطلب  

باران  

این که چقدر از آن روز ها گذشته،
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم،
یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم…اصلا مهم نیست 
باز باران که بباردهروقت که میخواهد باشد 
دلم هوایت را میکند...
  
 
 
پ.ن:
دل تنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد
جایش خالیست باران که جای خود را دارد!

ادامه مطلب  

دست. جیب .دل .باران  

نیستی عزیزم
نیستی تا ببینی این دست های یخ زده با جیب هایم هم قهر کرده است، زبون نفهمِ میگویم نیستی 
ولی بهانه ی دست هایت را گرفته!
راستی
اینجا هوا ابری شده ولی هنوز نباریده است 
شاید آسمان هم میداند اگر تو نباشی و باران ببارد
دلم بلوا به پا میکند.
 
دخترک چه میگویی؟!
اصلا حواست نیست انگار
دیروز خودش هوا را برایت سرد کرد؛
حرف دیگری جز اینکه دیگر چیزی برایش مهم نیست
نزد!
دست هایت را ببین از سرما سرخ شده
هنوز هم با جیب ها قهری؟!
  مهربانو
 

ادامه مطلب  

دلم باران میخواهد....  

 
می شود باران ببارد؟ همین امشب! قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم! و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم قول می دهم فقط بویش را حس کنم! اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم قول می دهم برایش شعر نگویم فقط... می شود؟ امشب.... ؟
 

ادامه مطلب  

هوا خوبه تو هم خوبی منم بهتر شدم امروز  

باران ببارد
سحر خیز شوی
آن هم با زنگ دلپذیری
نوید یك روز دل انگیز رو فریاد می كشه
چای بذاری
پنجره چهار تاق باز و از سرما پتو به دوش چای بخوری و دلپذیر نجوا كند و دست آخر 
نتیجه بگیری حضور لطفش بیشتر است تا این تلفن و چت و...
قدم زنان چنان بی مقصد بروی كه انگار مسیر خودش هدف است.
آری روز خوش 
وپر لذت 
یعنی امروز
 

ادامه مطلب  

 

باران
****
 بوی    باران   هست  بوی    زندگی
طعم    زیبای     خوش     سرزندگی
 
قطره  قطره   بارد    از   ابر   سیاه
شوید    آلایش     زگلها    و     گیاه
 
پاک      گرداند     ز ناپاکی      هوا
مینماید      زندگی     را      با صفا
 
اشک ابر باشد   ز شادی   نی  ز غم
چون  ز اشکش  گل  شکوفد  هر قدم
 
هست  زیبا  و زلال  و خوش سرشت
می فشاند    بر جهان     بوی   بهشت
 
هست  یکسان   پیش  او  کوه  و دمن
دشت   پر خار   یا  که   باغ  نسترن
 
چون

ادامه مطلب  

آسمان  

ستاره سوسو میزند از پشت آن ابر سیاه باد کنارش می زند ماه نمایان می شود این آسمان بدون ماه قلب من است بی عشق تو یاد تو شور جان شود در ظهر و عصر و شامگاه این آسمان می بینتت هرجا که باشی در جهان شاید کنار یار خود شاید میان عاشقان ابری شود این آسمان باران ببارد هر زمان شاید به یاد آری مرا خوشا به حال آسمان text by ❤

ادامه مطلب  

زمین آلوده‌ی درد است!  

 
هوا آلوده است…
زمان سرد است…
و آسمان آبی پژمرده!
و کلاغ‌ها قارقارکنان، در پس سیاستی کثیف، دل‌خوش به میوه‌های کرم‌زده، میوه‌ی امید را دود می‌کنند!
.
سرخی چشمان‌مان بیداد می‌کند…
و خس‌خس سینه‌های‌مان فریاد…
امشب دل‌گیری ماه را ببین!
حتی تاریکی شب هم ضامن این ظلمت و آلودگی نیست!
زمین در پس مصیبت نفس کشیدن‌،
به دنبال طلوع خورشید حیات و نفس دل انگیز بهار است!
سعدی را بگو:
در هجرت یاران و هجران باران
کجاست نفسی تا ممد حیات باشد و مفرح

ادامه مطلب  

 

باران که میبارد ...
باران که میبارد
دل من فرو می ریزد
باران که میبارد
دل من بغض میگیرد
باران که میبارد...
هوای دو نفره نیست برایم
باران که میبارد
مرا عذاب میگیرد
مبادا تو باشی در این حوالی
باران که میبارد
چقدر غریبه میشوم برای خودم
باران که میبارد
غریبه ها چقدر آشنا میشوند
باران که میبارد
چقدر نشانه از تو میبارد
باران که میبارد
غریبه های پیاده رو نشانه های تو را ازم میدزند
یکی کفشهایت...
یکی چادرت...
یکی عطر خیالت...
یکی...
باران‌که میبارد 
دلم بغض

ادامه مطلب  

 

می شود باران ببارد؟همین امشب!قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم!و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرمقول می دهم فقط بویش را حس کنم!اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط... می شود؟امشب.... ؟
خدایادلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است...

ادامه مطلب  

 

می‌ترسم
باران برتمام دنیا  ببارد و تو نباشی
از آن روزی که رفته‌ای من عقده‌ی باران دارم…
. . .
آه زمستان بود
زمستانی که پوستینش را بر من می‌افکند
و من از سرما و دلتنگی هیچ هراس نداشتم
و تو نجوا می‌کردی:
دست‌هایت را بیاور گیسوانم اینجاست!
. . .
حالا می‌نشینم
و باران‌ها تازیانه می‌زنند
بر بازوانم، بر رخساره‌ام ، بر اندامم…
پس چه کس پناهم دهد؟
ای همچون کبوترِ مسافر در میان  چشم و نگاه!
چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟
تو همچون نقش روی سنگ در قلب

ادامه مطلب  

بیا باران که دلتنگم..!  

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران درخت و برگ خوابیدن اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار بارانجماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران ، تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می

ادامه مطلب  

بیا باران که دلتنگم..!  

ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد
ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد
ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش
ببار باران درخت و برگ خوابیدن اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن
ببار بارانجماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران ، تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می

ادامه مطلب  

"باران باش"  

تا به حالا رسم عشق باخدایی كرده ای؟زیر باران با ستاره ریز ریز نجوا كنان در وجود یك ترانه هم صدایی كرده ای؟دست هایت رو به بالا نم نم باران عشق تو چرا باران را آسمانی كرده ای؟یك دفعه توی این كوچك ی بن بست باران باش یك وقت دیدی كودكی پای برهنه را با دو سه لقمه هوایی كرده ای یا كه یك جرعه دو سه حتی چهار یا دل سیر آب در فنجان بنده خدایی كرده ایتو بیا محض رضای خدا باران باش باران كه نباشی یك وقت دیدی تیر سه شعبه رو به جایی كرده ای

ادامه مطلب  

چتر...  

چتر ها را آویخته ام..
اینبار از آسمان... نه یكی.. نه دو تا.. بیشماران... شهریور كه میشود دلم هری می ریزد روی همه سنگ فرش هایی كه مرا بتو رساند.. روی همه صندلی هایی كه به انتظار نشستند.. روی همه سبزه ها و دشت ها.. روی ستیغ همه كوه ها و فراز تپه ها و دره ها... پخش میشود روی همه برگ ریزانی كه در برابر قدمهایمان به خاك افتادند.. . . . شهریور كه میشود با هر گرفتگی آسمان من دلم استرس و هول آمدن باران را میكند.. همان باران كه هر قطره قطره اش مرا و بودن مرا تا فرا

ادامه مطلب  

باران  

 
چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری
 

ادامه مطلب  

خدایا...  

خــــــــــدایا...؟!
میشود امشـــــــب...؟!
همین امشــــــــب...!کمـــــــــــی "بـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ــاران" ببارد...؟!میخواهم ...خیســـــــه باران شوم...دانه دانه قطــــــــره های پاکش را در آغـــــــــوش بگیرم...برایش "شعــــــــــر" بگویم...و لطفــــــــــــــــا کمی..."اشـــــــــــــک" بریزم...؟!خدایـــــــــــــــــــا...؟!من قول میدهم سرما هم نخورم...!تو فقط به باران بگو...لطفـــــــــــــا کمی ببارد...؟ این جـــــــــــــــــا...یک

ادامه مطلب  

 

به نام خدای خوبم....
امروز دوشنبه هفدهم آبان ماه..
چقدر خوبند این لحظه ها انقدر که آدم دلش می خواهد یک قفس بردارد و تک تک این ثانیه ها را در آن حبس کند و راه فرارشان را ببندد...
چقدر خوب که تو می آیی و میخندی و میخندانی و گویا که هیچ گله ای از هم نداریم..
هرچند هنوز نگاه تو بر سر حرفش مانده اما من یاد گرفتم که همه ی آدمها حرف نگاهشان را به زبان نمی آورند
برای پرزدن از تو
خوشا مرام عقابان
کبوترانه چراباید از تو دانه بچینم؟
نمیرسند به هم
دست اشتیاق تو و

ادامه مطلب  

باران عشق  

باران می آید...
دستهایم را باز کرده ام وبا خنده به زیر باران می روم
چتر نمی خواهم
می خواهم ،با تمام وجود قطرات باران را درک کنم
سرم را بالا می گیرم ؛تا لطف خدا بر صورتم ببارد
چه عاشقانه !!..
خدا،برایم ترانه می سراید
قطرات عشق خدا ،صورتم ،چشمهایم ،دستهایم ،موهایم وحتی انگشتانم را می بوسد...
آری ؛بدون چتر به استقبالش می روم
آری ؛با تمام وجود می پذیرمش
غمهایم را به دست باران می سپارم ،تا شسته شوند
وبجایش ؛شادی وخنده را پس می گیرم
پس خدایا؛...
بخاطر من

ادامه مطلب  

که بشوره ببره تمامشو  

یک موسیقی کافیست. تنها یکی. و من تمام شب را گریه میکنم. بدون حتی یک دلیل. غم شعله ور می شود زبانه می کشد گسترش می یابد شررره می کند و من آه من حتی به بهشت شک دارم. پاییز سرد است و خلوت. پاییز سرد و است و خلوت و تنها و من عاشقشم. من عاشقتم. البته تو باور نکن. من نه عاشقم نه حتی پاییز هایم سرد و خلوت است نه می دانم چرا ناراحتم نه حتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست. دور و بر من خیلی شلوغ است. زیادی شلوغ و من زیادی تنها. شاید شاید شاید اگر برف ببارد. شاید اگر

ادامه مطلب  

 

میشود باران
ببارد؟؟؟

همین
امشب؟
قول میدهم
فقط قطره های پاکش را بغل کنم
و بی هیچ
اشکی دستهایش را بگیرم
قول میدهم
فقط بویش را حس کنم
اصلا اگر
ببارد
فقط از پشت
پنجره نگاهش میکنم
قول میدهم
برایش شعر نگویم قول میدهم هرگز نفهمد بی تو لحظه ای نمیخواهم بی چتر قدم بزنم ....فقط ببارد تا بویت را حس کنم ...همین

ادامه مطلب  

مثل برف!  

برف را ببین! اگر تند و شلاقی ببارد، نمینشیند.برف وقتی مینشیند که آرام و نرم ببارد.حرف هم مثل برف است؛ اگر به قول قرآن کریم نرم و لَیِّن باشد بر دل مینشیند و دلنشین خواهد شد.به همین خاطر خداوند به موسی و هارون فرمود: حال که پیش فرعون میروید با او نرم سخن بگویید.یعنی اگر تند و خشن بگویید او بر نمیتابد، و بر دل سنگ او نخواهد نشست.کلام و سخن حافظ چرا بر دلها مینشیند، چون نرم است، مثل مخمل و حریر.ببین وقتی که میخواهد بگوید با هر کس ننشین چه لطیف و چه ن

ادامه مطلب  

تو بارانی؟  

 
تو بارانی ؟ یا باران انعکاسی از توست که هر آن می بارد مقابل چشمانم
مجسم می شوی ؟؟؟
باران می بارد و من سرشار از حس زنده بودن ، خیابان ها را بی چتر قدم می زنم ...
و آدم هایی
که از باران می هراسند ، از خیس شدن ؛ چتری بر سرشان گرفته اند و غرق در افکار خود با
حالتی غمگین از کنارم عبور می کنند .
نمی دانم ! درکشان نمی کنم ! مگر می شود باران ببارد و مملو از
حس سرزندگی نشوی ؟؟؟
بی توجه کنارشان می گذرم ، باران همچنان می بارد، تند تر از قبل ...
شوقی کودکانه درو

ادامه مطلب  

بی صبرانه منتظره باران های پاییزی هستم mona  

بگذار بگویم امسال پاییز طوری دیگریست نمیدانم چرا منتظر
باران هستم .انگار باران هم امسال فرق دارد برگ های باران
زده زیباتر با لطافت بیشتری هستند دوست دارم باران ببارد
دوست دارم پاییز زودتر بیاید دلم باران میخواهد دلم ابرهای
پر از باران میخواهد دلم بوی باران میخواهد دلم خیابان های
باران زده دلم پاییز را زودتر میخواد میگویند باران با خود
عشق می آورد میدانم امسال پاییز طوره دیگریست شاید قلب من
هم امسال  طوره دیگریست شاید و شاید امسال پای

ادامه مطلب  

بزن باران  

متن آهنگ بزن باران حبیب
بزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران که به چشمان یارانجهان تاریک و دریا واژگون استبزن باران بهاران فصل خون استبزن باران که صحرا لاله گون استبزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن باران خدا بازیچه ای شدکه با آن کسب ننگ و نام کردندبزن باران به نام هرچه خوبیستبه زیر آ وار گاه پایکوبیستمزار تشنه جوباران پراز سنگبزن ب

ادامه مطلب  

 

وقتی که میمیرم،هوا سرد است و بارانبر رویِ پلــــکِ مادرم درد است و بارانخورشیــد بی رحمانه می تازد بر اندامماندامِ من خشکیـــده و زرد است و بارانیـخ میزند خورشیـــــد از شرمِ  نگـاهموقتی که آغوشِ پدر،رعــد است و باران _می بارد و می بارد و یکـــریز می باردمردی‌که می گِریَد!،پرازدرد است وبارانبا کهکشان ها شد عجین،روحِ سبکـبارممن می‌روم از قصه‌ی مرد است و باران.
 

ادامه مطلب  

سهراب سپهری ....  

 چترها راباید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست  زیر باران باید با زن خوابید زیر باران باید بازی کرد زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت زندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است رخت ها را بکنیم آب در یک قدمی است ... 
سهراب سپهری
 

ادامه مطلب  

اشعارم  

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دیدچتر ها را باید بست، زیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر زیر باران باید رفتدوست را زیر باران باید دید،عشق را زیر باران باید جستسهراب سپهری_______ چشم هایم‌ را شستم جور‌ دیگر هم‌ دیدم این شد که‌ چترم را بستم ،زیر باران رفتم با خود اما همه ی مردم این شهر را بردمو در آن همهمه ی بی خبری همه بودند جز تو، بارها جُستم اما ندیدم عشقی.. خاطراتت خیس شد فکرت نیست شد ،باران بند آمد همه مرد

ادامه مطلب  

باران جان ، اندکی آرام بگیر!  

باران می بارد...با شدت زیاد...انگار میخواهد بگوید هستم ، نمیروم ، همین هست که هست!                     شهر شما شهر باران است ، بیخود رویای برف را به دل راه ندهید.
من اما باور نمی کنم ، مثل هرسال که هوا سوز برف دارد و باران می بارد ، هر نیم ساعت می روم پشت پنجره و از آنجا زل می زنم به نور تیر چراغ برق. زیر آن نور نارنجی راحت میشود فهمید این چیزی که می بارد برف است یا باران.
هرچند فعلا که با این صدای شر شر اومیدی به ان آرامش برفی نیست.

ادامه مطلب  

کی بداخلاق شدم؟  

با سحر قرار داشتیم. قبل از بیرون رفتن، دیدم مسیج داده: یه ربع دیرتر بیا نهار نخوردم... وقتی هم رفتم چهارراه، زنگ زد گفت: آخرین پیامتو دیر دیدم اومدم میدون... غرزنان رفتم سمتش.به هم رسیدیم باز غر زدم.گفت: خبر داری چند وقته خیلی بداخلاقی؟ خندیدم فکر کردم شوخی میکنه. ولی جدی بود و معتقد بود که مدتیه اصلا قابل تحمل نیستم:/گفتم: شاید حق با توئه! چون تو خونه هم گاهی بهم میگن بداخلاق شدم. البته اصلا فکر نمی کردم جدی باشن!فکر کردم و فکر کردم که چرا و از کی ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1